سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

241

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

عثمان معاندتاً لرسول الله على رغمه ( صلى الله عليه وآله وسلم ) حكم آن جناب را منقوض ساخته ، آن را به لعين وطريد آن حضرت بسپارد ، هل يجيء ذلك من مسلم مؤمن موقّر لرسول الله ( صلى الله عليه وآله وسلم ) أو معاند مضادٍّ ، ولأقواله مناقض مخالف لأفعاله ؟ ! ولكن ليس ذلك بأوّل قارورة كسرت في الإسلام ! فدك را جناب رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) به حضرت فاطمه ( عليها السلام ) داده ، اولِ ثلاثة آن را از آن حضرت انتزاع كرد وبه شهادت چهار معصوم گوش ننهاد ، وليكن أو اينقدر پرده دارى كرده كه براي اين انتزاع واين نقض حكم رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) از وعيد : « من كذب عليّ . . » ، نترسيده حديثي بر آن جناب بر بست ودر نظر عوام خود را در آن فعل تابع رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) وا كرد ، وعثمان شديد الحياء حيا را كار فرموده اين پرده هم از رو بر افكند وخود را از وعيد : « من كذب عليّ . . » محفوظ داشته حديثي در باب اقطاع اين موضع سوق وفدك به مروان لعين بر بست . ومخاطب در تقرير طعن ، دادن عثمان به يك دختر خود دو دانه مرواريد كه قيمت آن از حساب در گذشته بود ، وعطا نمودن به دختر ديگر مجمرى از زر مرصع به ياقوت وجواهر ذكر كرده ودر جواب طعن از اين حكايت جوابي ننوشته ، ظاهراً چونكه ‹ 77 › اين معنا به روايت أعاظم ثقات أهل سنت ثابت است از جوابش عاجز آمده !